سلام منم کشی مشی. اشتباه نکنی من آدامس نیستما! خیلی مراقب باش چون اگه فشارم بدی، بدنم کش میاد و دست و پاهام کج و کوله میشه،تازه دماغم هم خیلی کوچولو و حساسه و یه وقت ممکنه کنده بشه.
من یه موش خمیریام که مو فرفری منو با خمیربازی ساخته و توی جعبه کنار گلولههای کوچیک و بزرگ و رنگارنگ خمیری گذاشته ولی دلم میخواد که منو بذاره روی طاقچه کنار بقیه اسباب بازیهاش.
مو فرفری دستشو دراز میکنه که منو برداره. ای وای یواش! الان دماغم کنده میشه! پس چرا بلند نمیشم؟ ای بابا پشتم به یه تیکه خمیر آبی رنگ بزرگ چسبیده، نکنه دیگه کنده نشم و منو باهاش قاطی کنه و یه چیز جدید بسازه! بالاخره مو فرفری جدام میکنه و منو میذاره روی میز. آخیش آزاد شدم. آخ آخ پام خورد به یه عالمه گلولههای خمیری قاطی پاتی و کثیف و تالاپی میخورم زمین. گوشم له شد، اینا چرا اینطوری شدن؟ معلومه یه وقت چیزمیزهای خمیری بودن که خرابشون کرده. پس باید فرار کنم والا منم خراب میکنه.
اِ مو فرفری با اون گلوله ی خمیر آبی داره چیکار میکنه؟ دو تابشقاب ساخته، حالا یدونه لوله عصایی شکل با یه توپ گنده، چرا به من نگاه میکنه؟ نکنه منو له کنه و با رنگ طوسی من، براش دست و پا بذاره؟ همینطوری که حواسش به بازیه بهترین وقت فراره، ولی کجا برم؟ فکر کنم اون کوله پشتی که زیر میز گذاشته جای خوبی برای قایم شدنه.
برید کنار برید کنار
گوله گوله های خمیری..
منم موش خمیری…
میخوام برم تو کوله … تا که نشم گلوله… و از اون بالا شیرجه میزنم تو کوله.
موفرفری دو تا بشقاب رو گذاشت بالای توپ خمیری و لوله عصایی شکل رو چسبوند بین اونا. دو تا چشم هم گذاشت. اونا هم حتما دست و پاهاشه. چه فیل تپلی شد! فکر نکنم با این تپلیش بتونه بدوئه و بیاد اینجا.
باید صداش کنم که منو ببینه.
-گوشفیلی سلاااام! من این پایینم تو کوله پشتی! برای اینکه دوباره له و خراب نشی بیا پیش من!
مو فرفری داره همه جا رو میگرده. حتما دنبال منه. کوله پشتی رو برداشت. گوشام از ترس داره میلرزه. دیگه نمیتونم نگاه کنم. صدای تالاپ اومد. گوشفیلی خودشو از روی میز انداخته پایین و خرطومش کنده شده. مو فرفری کوله رو میذاره روی صندلی و گوشفیلی رو از رو زمین برمیداره. ولی خرطومش رو برعکس میچسبونه بیچاره گوشفیلی دیگه چطوری هورت بکشه؟
گوشفیلی نذاشت منو پیدا کنه. حالا نوبت منه که نجاتش بدم. با این خطکش یه سرسره براش درست میکنم که از لب میز سربخوره و بیوفته تو کوله.
موفرفری یه خمیر قهوه ای و دو تا تیکه خمیر زرد و سفید دستشه و حسابی سرش گرمه و حواسش به ما نیست. ای داد گوشفیلی داره خرابکاری میکنه.
بهش میگم: مراقب باش! پاتو نزار رو خمیرها!از بینشون بیا.
گوشفیلی میگه: آخه من از این جای تنگ رد نمیشم تو ریزه میزهای. باید این دو تا گلوله رو جابه جا کنیم من از عقب هل میدم تو هم با دمت بکش. همونطور که میکشیم، باهم میخونیم:
برید کنار برید کنار
گوله گوله های خمیری..
..منم موش خمیری..با گوشفیلی اومدم…
میخوایم بریم تو کوله … تا که نشیم گلوله…
تا میرسیم بالای کوله پشتی. به گوشفیلی میگم: من جلو میرم تو هم دممو بگیر و سُر بخور.
گوشفیلی هم غُرغُر کنان میاد رو خطکش و باهم سُر میخوریم تو کوله.
مو فرفری که دید منو و گوشفیلی فرار کردیم دورتا دور خمیر بازی ها رو با خونهسازی یه دیوار بلند میسازه. بعدش خمیر قهوه ای رو تو دستش گرد میکنه و وسطشو فشار میده و گود میکنه به نظرم گوش ساخته. دو تا گوش رو میچسبونه کنار سر و با یه خمیر سفید یه گلوله کوچیک دیگه درست میکنه و وسط صورتش میزنه که ميشه پوزهش. این کله یه خرسه! آخ آخ برای چسبوندن کله به بدنش انقدر فشارش میده که لپای خرسکی مثل آلبالوی بی هسته وارفته میشه.
باید یواشکی بپرم روی دیوار و خرسی رو صدا کنم.
آهای خرسکی، از اینجا بیا بیرون و الا دوباره گلوله میشی.
خرسکی به دورو برش نگاه میکنه و گلولههای چرک و کثیف با رنگای قاطیپاتی رو میبینه و همینطوری که از ترس چشماش گرد شده میگه: دورتادور دیواره ،منم که نمیتونم مثل تو بپرم رو دیوار.بهش میگم: خب دیوار رو هل بده تو خیلی قوی هستی.
خرسکی خمیازه میکشه و میگه: نمیتونم آخه خیلی خوابم میاد و یه گلوله قرمز رو میذاره زیر سرش و تخت میگیره میخوابه. تا اومدم یه راه دیگه پیدا کنم، گوشام تیز شد، ووووی این صدای میو میو چیه که میاد؟ از لای دیوار نگاه میکنم، مو فرفری با خمیر زرد و سفید یه گربه خالخالی ساخته و با سیم چندتا سیبیل خیلی بلند براش گذاشته. ولی یه طرف صورتش گذاشته و پیشی بیچاره کج کجی راه میره.
پیشی سیم سیبیلی دستاشو لیس میزنه و میگه: بهبه چه موش کوچولویی و جستی از رو دیوار میپره و میدوئه دنبالم. من بدو پیشی بدو. میرسم لبه میز،چاره ای ندارم میپرم روی فرش ولی پرزای فرش به کف پاهام میچسبه و نمیذاره تند بدوئم. انگار پیشی سیم سیبیلی هم چسبیده به فرش! قاه قاه بهش میخندم و میگم: چی شد؟ نمیتونی بیای دنبالم؟ که یکدفعه بالای سر پیشی سیاه میشه… زبونم بند اومده، مو فرفری داره پاشو میذاره رو پیشی سیم سیبیلی، الان کتلت میشه! چشمم میخوره به ژل شست و شوی دست،ظرفشو برمیگردونم که بریزه روی فرش، پیشی هم سریع روش سر میخوره و از زیر کفش موفرفری میره کنار. منم میپرم رو ژل و اسکی کنان با پیشی سیمسیبیلی میریم سمت کوله پشتی و باهم میخونیم:
برید کنار برید کنار
سُرسُرکنان اومدیم
میخوایم بریم تو کوله … تا که نشیم گلوله…
کلی کیف داد ولی یادمون میاد که خرسکی جامونده و خوابه.
با پیشی سیم سیبیلی می پریم روی دیوار خونه سازی که خرسکی رو فراری بدیم ولی خرسکی اونجا نبود…
حالا اینجا رو بگرد اونجا رو بگرد، هیچ جا نبود. باهم دیگه داد میزنیم: آهای خرسکی، خواب چشمکی، کجایی؟؟ نکنی بری و زمستونی بخوابی!
خرسکی میگه : من اینجام! انگار صداش از تو غار میومد، گفتم: دقیق بگو کجایی؟ خرسکی میگه: مو فرفری منو گذاشته تو کشو…
میپرم با دمم دستگیره کشو رو میگیرم و میکشم تا باز بشه و پیشی سیم سیبیلی هم با دمش خرسی رو میکشه بیرون. همه دستامونو میدیم به هم و با خنده، میچرخیم و میخونیم :
دستمون تو دست هم
با شادی و باخنده
باهم میریم تو کوله
تا که نشیم گلوله…
و همه میریم تو کوله پشتی.
مامان موفرفری میاد تو اتاق و به موفرفری میگه: امروز مربیتون گفت هرچی با خمیر بازی ساختی رو فردا ببری مهد، یادت نره ها.
مو فرفری میز رو به مامان نشون میده و میگه :آخه هرچی ساختم نیست!
مامانش میگه، مگه میشه؟ لابد دوباره همه رو خراب کردی.
مو فرفری هرچی میگه، مامانش باور نمیکنه و اونم میزنه زیر گریه. سرش رو میگیره تو بغلش و زار زار گریه میکنه…دلم به حالش میسوزه،میگم: موافقین بریم پیشش؟ همه قبول میکنن و از تو کوله میریم رو صندلی.
گوشفیلی یذره خمیر قرمز که به سر خرسکی چسبیده بود رو میکنه و پرت میکنه سمت موفرفری، ما رو میبینه و از خوشحالی داد میزنه مامان بیا، اینجا روی صندلی بودن!
بعدش هم دونه دونه برمون میداره و میزاره روی اون طاقچه ای که دوسش داشتم تا فردا هممون رو ببره مهد.
یعنی اونجا چطوریه؟ کلی ذوق دارم که برم مهدکودک…


