در صورت بروز هر مشکلی به شماره تلفن پشتیبانی پیامک بزنید: ۰۹۳۵۲۶۰۷۵۹۱

بوسه‌ی ستاره‌ها

در باغی نه خیلی بزرگ، نه خیلی کوچیک، یه عالمه درخت ریز و درشت با برگ‌های رنگ و وارنگ، میوه‌های خوش ‌آب ‌و‌ رنگ ، شاخه‌های خنک و نمناک میشن رفیق و همراه. اما توی این باغ سبز، شاخه‌‌ای با صورتی پر راز و رمز، که تو دلش داره یه عالمه نیاز، زندگی می‌کنه.
شب که دوباره میرسه ، ماه به باغ سر می‌زنه، رو برگای پیر و جوون می‌پاشه رنگ نقره‌گون
ماه قشنگ مهربون قل میخوره از آسمون. ماه که با باد تاب میخوره چشماشو خوب وا می‌کنه، میبینه لای برگا، چیزی می‌لرزه تنها.
ماه با دل بی‌قرار میپره لای برگا.
می‌بینه چشمی گریون، می‌شنوه صدایی محزون: «زیر این آسمون کاشکی یه روز بشم سبز و جوون».
ماه می‌پرسه: ای شاخه‌ی بی‌برگ و بار، چه غمگین نشستی اون گوشه کنار؟
صورتک پر رمز و راز چشماشو خوب وا می‌کنه، اشکاشو با دست پاک می‌کنه، دهانشو باز می‌کنه: دوست ندارم نقطه‌هامو که پر کردن صورتمو.
ماه میپرسه: این کک مکا، بی سر و صدا، نشستن روی گونه‌ها، چه کار دارن به کار شما؟
شاخه کک مکی:کک‌مک‌ها منو زشت کردن، همه رو ازم دور کردن.
ماه با اخم و گلایه می‌پرسه: کی گفته که تو زشتی ؟
شاخه کک مکی: باغ و درخت و میوه‌ها ! حتی مورچه‌ها!
ماه:مورچه‌های پرتلاش که با زحمت می‌برن بار؟
کک مکی ناامید و دلشکسته میگه از روز گذشته
دیروز که هوا گرم شده بود ، باد و بارون پنهون شده بود
به کنارم اومدن مورچه ها با سُرور
از دیدنشون شدم حسابی کیفور
اما سردسته‌شون بهم نگاهی کرد پرغرور
فریاد زد برگردین، این پل به نظرم میاد ناجور
یکی از مورچه ها گفت: خال خالیه بیچاره، یه عالمه نقطه داره
منم غلتی زدم سمت آب و گفتم: مورچه‌ی ریزه میزه، زشت و سیاه و خیسه، براش نمونده چیزی تا بریزه تو کیسه.
اما یادم افتاد گوش های مورچه‌ها خیلی کوچیکن و صدای من توی گوششون جا نمیشه.
ماه حرف های کک مکی رو میشنوه… و بعد صدای قدم‌های کسی در باغ به گوش میرسه.
ماه گفت: سلام پیرزن ،خوش اومدی با ظرف پسته، امشب هم داری برامون قصه؟
پیرزن می خنده و میگه : ای ماه بلند من، ندیدی کک مکیه با وفای من؟
ماه: چرا،چرا! همین ورا ست لا به لای برگا، شایدم گلا.
پیرزن مهربون آروم صدا میزنه: آی کک‌مکی، فسقولکی… تو اگه عصا نباشی، من مثل کدو قلقلی ، قل می‌خوردم میون گلا، مرغ و خروسا… قل و قل و قل… آی کک‌مکی، بگیر دستمو، لپ گل گلی…
کک مکی با شنیدن صدای پیرزن ذوق میکنه، قدم‌هاشو با عجله تند میکنه.
تا برسه به زیر دامن پهن و گشاد پیرزن. بزنی چرتی با خیال امن . پنهون بشه از همه کس .
که ناگهان پاش گیر میکنه به یه درخت ،میخوره به زمین سخت.
درخت شاکی میشه و میگه: مگه نداری دست و پا، میفتی رو پاهای ما؟
نارون قد کشیده با طعنه و کنایه می‌زنه حرف یاوه: این کک مکی، هول هولکی قایم میشه از هر وری، از بس که داره خال و جوش، نمی‌بینه راهش خوب.
گلابی گندیده موذی و رنگ و پریده میزنه زیر خنده : نقطه های سر به سر ..ردیف شدن خط به خط.
کک مکی بیچاره دستشو میذاره رو گونه، میپره زیر دامن پیرزن مهربون.
پیرزن مهربون میگه: آی کک مکی ، فسقولکی ، خوش اومدی با گونه‌های گل گلی .
کک مکی آهسته دستشو از روی صورتش برمیداره و زیر دامن پیرزن لم میده.
یهو یه چیزی تالاپی میفته روی درخت. کک مکی یکی از چشم هاشو از زیر دامن پیرزن میاره بیرون و می‌پرسه:
تو چه جور ماهی هستی که از آسمون میفتی؟
ماه: راستی تو کجایی؟
کک مکی: زیر دامن گل گلی
پیرزن مهربون با یک ظرف آلبالو نشست زیر درخت لیمو.
کک‌مکی همینجور که زیر دامن پیرزن لم داده بود با خودش تکرار می‌کرد‌: تکه چوبی خشک، پر از خال و جوش.
اون وقت رو به ماه کرد و گفت: تو صورتی مثل ماه داری.
ماه گفت: تو صورتی پر ستاره داری .
پیرزن در حالی‌که به کک‌مکی تکیه داده بود شروع کرد به تعریف کردن قصه شبانه برای باغ و باد
کک‌مکی: ستاره‌ها؟
ماه گفت: مثل نقطه‌هایی نورانی تو آسمونا
کک‌مکی حس کرد یه چیزایی داره از آسمون میفته پایین. سرشو از زیر دامن پیرزن بیرون کشید، اینبار از تعجب نقطه های روی صورتش بزرگ‌تر و پر رنگ‌تر شدن.
چندتا ستاره از آسمون افتادن روی صورت پیرزن مهربون…
کک‌مکی گفت: ستاره‌های ریز و قشنگ چه می کنید این وقت شب؟
کک‌مکی یه عالمه نقطه روشن روی صورت پیرزن دید.
ستاره‌های شیطون، شروع کردن به چرخیدن به رقصیدن. گاهی پر نور، گاهی کم نور. صورت پیرزن مهربونو کردن بوسه‌بارون.
ماهِ گِردِ قشنگمون
غلتید و غلتید تا رفت تو آسمون
ستاره‌های شیطون، مثل پولک‌های پر نور
رقصون رقصون، پر زدن تا جای قشنگ خودشون
گونه های نرم و چروک پیرزن، شدن پر از نقطه‌های قشنگ که چشمک می زدند رنگ و وارنگ. حالا تو این باغ قشنگ نشسته یه پیرزن،روی صورتش نقطه های ناز و قشنگ
شاخه کک مکی چشاشو میبنده، به یک وری می غلته، دست میزنه به گونه هاش،کنار خال و لکه‌‌هاش.
راست میگه:ماه نیکو، من ستاره دارم پر از رنگ و نور
هر ستاره یه رازه، یه خاطره‌‌ی نازه
کک مکی با خودش میگه :یک شب که من خواب بودم، یه گوشه‌ی باغ بودم. رنگ پریده و تنها وقتی نداشتم همراه، ستاره‌ای یواشکی به گونه‌ام زد بوسه‌ای.
کک مکی با قلبی خوشحال می‌پره بیرون از دامن گلدار. میاد کنار پیرزن، قامتشو راست میکنه، گردنشو خم میکنه. آی پیرزن، میشه بشم عصای تو تا نخوری تلو تلو؟
پیرزن مهربون میگه:آی کک مکی ، گل منگلی، تو اگه عصا نباشی، من مثل کدو قلقلی ، قل می‌خورم میون گلا، مرغ و خروسا… قل و قل و قل.. آی کک‌مکی، بگیر دستمو، لپ گل گلی.
جای بوسه‌ی ستاره‌ها مثل جادویی تو قصه‌ها میشن نگین رو گونه‌ها. هر نگینی یه رازه، تو دلش هست حرف تازه.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
شرایط استفاده از خدمات و حریم خصوصی نسیم قصه ها را می پذیرم.
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
شرایط استفاده از خدمات و حریم خصوصی نسیم قصه ها را می پذیرم.
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

نسخه اپ پیشرو یا PWA سایت نسیم قصه ها را به صفحه اصلی دستگاه خود اضافه کنید

1. برنامه را در مرورگر سافاری باز کنید.

2. بر روی دکمه Share کلیک کنید.

3. دکمه Add To Home Screen را کلیک کنید.